محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
85
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
[ مفاهيم اخلاقى قرآن ( اخلاق نظرى ) ] فصل اوّل تعهّد هر آيين اخلاقى كه شايستگى اين نام را داشته باشد ، در نهايت مستند به انديشهء تعهّد است . اين قاعدهاى اساسى است كه همهء نظامهاى اخلاقى بر محور آن مىگردند و نبودش به نابودى و فناى جوهر ذات حكمت عملى مىانجامد ، چه اگر تعهّد و الزامى نباشد ، مسئوليّتى نخواهد بود و اگر مسئوليّت نباشد بازگشت عدالت به جامعه شدنى نيست ؛ و در آن صورت آشفتگى و هرج و مرج فراگير خواهد شد و نظم و ترتيب به تباهى كشيده مىشود ، و ناهنجارى و بىفرهنگى همگانى مىگردد . اين امر نه تنها در محيطى كه اتّفاق افتاده ، رخ مىدهد ؛ بلكه در حوزهء قانون نيز خواهد بود . از اينروست كه تعهّد و الزام اخلاقى ، مبدأ و خاستگاه اخلاق ناميده مىشود . از اينروست كه درمىيابيم برخى از نظريهپردازان جديد به چه سختى مىخواهند ما را رهبرى كنند . « 1 » از سوى ديگر ، چگونه مىتوانيم قاعده اخلاقى بدون تعهّد را تصوّر كنيم ؟ آيا اين ، نوعى تناقض در تعريف نيست يا آيا مىتوانيم وجدان را تنها وسيلهء سنجش دقيق ، به شمار آوريم ؟ باوجود اين ، آيا بديهى نيست كه علم اخلاق ، و زيبايىشناسى دو امر متفاوتند ؟ در مفهومى ژرفتر اگر درست باشد كه هر كار خيرى زيباست ، آيا عكس آن نيز درست است ؟ بىگمان انديشهء فضيلت ، زيبايىاى ذاتى دارد كه آدمى از آن لذّت مىبرد ، حتّى در نظر كسى كه چشمانش را بر حقيقت مىبندد . بااينحال ، در انديشهء فضيلت ، بهجز زيبايى ذاتى ، چيزهاى
--> ( 1 ) - از نمونههاى اين گروه است ، گوئيو ( Gugau ) در كتاب خود : « به سوى اخلاق بدون تعهّد و پاداش » Esquisse d'vne merale sans obligation , hi sanc